تاحالا تجربه ش نکرده بودم خیلی حس خوبی داشت احساس کردم تمام خستگی ها و سختی هایی که توی این چند وقت کشیدم همه جبران شد

یه حس مفید بودن یه حس خوب دقیقا نمیدونم چجوری باید توصیفش کنم فکر میکنم همین خیلی خوب بتونه منظورم و برسونه:)

اینکه بعد اینهمه تمرین و اینهمه سختی و اینهمه مراقبت بعد یهویی دوستت بگه رنگی چقد تغییر کردی...

بعد تو هول بشی که نکنه یه وقتی باز یه چیزی و فراموش کردی و باز دسته گل به اب دادی یهو ته دلت خالی بشه که وای نکنه تمام این تغییرا اشتباه و بوده بد بودی و بدتر شدی 

بعد همینجور که زل زدی بهش بهت بگه:

خیلی بزرگتر شدی:) خیلی فرق کردی :)

بعد تودیگه صداشو نشنوی که چی میگه فقط خدارو شکر کنی که موفق شدی که خداروشکر کنی تغییراتت اینقدر زیاد بوده که دیگه محسوس شده:)

یا وقتایی که مادر خانومی بهت میگه رنگی خیلی فرق کردی اصلا اون ادمی که من میشناختم نیستی توی این مدت کوتاه اینهمه تغییر؟!بعد باز تو سرتو بگیری بالا و بگی الحمد الله :) ولی خودت میدونی هنوز راه طولانی ای در پیش...

الهی و ربی من لی غیرک:)