حالا حالاها بدون نام

۰۸
دی ۹۴

رنگی رنگی خیلی خوشحاله که این مدت هیولارو داشته ودلتنگیاشو دل 

مشغولیاشو تنهاییاشو خوشحالیاشو با شما تقسیم کرده:)

شما توی خوشحالی و غمش باهاش بودین و هیولارو تنها نذاشتین اما طی یه 

تصمیم انتهاری دیشب به این نتیجه رسید که هیولا رو حذف کنه!!!

اما بعد از فکر کردن زیاد به این نتیجه رسید که شاید به همین 4، 5 نفری که 

منو و هیولارو دنبال میکنن بی احترامی باشه! 

اما حالا اومدم که نظر سنجی کنم به نظرتون هیولا باشه؟یا حذفش کنم!

خواهش میکنم صادقانه و بدون رودروایسی بگین اگر هیولایی باشه برای شما هست اگر هم بره به خاطرشما میره !

ای اهالی چراغ خاموش رنگی از شما هم خواهش میکنه توی این نظرسنجی شرکت کنین من و از این بلاتکلیفی نجات بدین:))

روزگارتون رنگی رنگی:))

موافقین ۱ مخالفین ۴ ۹۴/۱۰/۰۸
rangi rangi

نظرات  (۱۸)

باشه بعضی وقتا بهش نیاز پیدا میکنی :)
پاسخ:
اتفاقا خیلی هم بهش احتیاج دارم اما خب چون چیزی برای نوشتن ندارم احساس میکنم وقت ملتو هدر میدم برای همین گفتم برم چون من بلاگر نیستم ممنون از نظرت:*
۰۸ دی ۹۴ ، ۱۹:۰۶ مجتبی آستانه
اگه برید واقعا بی احترامی هست:|
نظر کاملم رو تا آخر شب ارائه می کنم:|
پاسخ:
باشه خوب! من تسلیم !

منتظرتون میمونم:)
معلومه ک نباید حفظ کنی 😒 حتی اگرم سرت شلوغ باشه میتونی کمتر بیای ولی حذف نه
پاسخ:
بحث شلوغ بودن سرم نیست من اتفاقا وقتاییکه سرم شلوقه به هیولا احتیاج پیدا میکنم :)ممنون که نظرتو گفدی:))
بلاگر نیستم چیه؟ بابا این وبلاگا اول همه برا نوشتن خاطرات ساخته شدن برا همین مجانین، ملتم اگر نگران وقتشون باشن نمیان اینجا، پس نترس :)) تو  ک کسی رو مجبور نکردی بیاد ک :)
پاسخ:
خب من وبلاگ های دیگه روخوندم چیزی برای نوشتن حرفی برای زدن حتی همین خاطره رو میتونن درست بنویسن به قول خودم حق قلم و ادا میکنن اما من واقعا نمیتونم بنویسم خخخ من تنها جایی که شجاعت نوشتن دارم همون سررسید خودمه که اونم هفتاد تا سوراخ قایمش کردم خخخ
خب جاداره بگم که من اینجا نه برای نظر مینویسم نه برای جذب مخاطب:)) من برای خودم  ودلم مینویسم نه هیچ چیز دیگه ولی خب برای احترام  به همین چند نفری که همراهم میان نظر پرسیدم:))
خب اگر برای خودت و دلت مینویسی و اگرم برا شلوغی سرت نیست چرا باید بری اصن ک برا احترام ب بقیه ازشون بپرسی؟!!! من حتی زمانی ک نمیتونستم بنویسمم وبم رو هر چن وقت ی بار با مطالبی ک جایی میدیدم و ب حال و هوام میخورد یا دوس داشتم اپ میکردم. لازم نی حتما هر روز اپ کنی!
من نظر خاصی نداده بودم تا حالا ولی وبت رو میخونم بعضی وقتا نشون ب اون نشون ک گفتم نقاشیه ک تو سرش موج بود رو دیدم و قشنگ بود و اینا
پاسخ:
=))) حق با توعه:)) ممنون 
من حس میکنم نوشتن و قلم و اینا حرمت داره مثه شعر گفتن مثه تدریس مثه هزارتا کار دیگه که حرمت داره حقیقتا از نوشتن میترسم-_-
اهان اینم بگم که هدفم و از نوشتم اون اوایل یه بار گفتم اولین پستی که گذاشتم هدفم از اینجا نوشتن فقط رنگی بودن و بس! واینکه شاید دری به تخته خورد و یک نفر به رنگی بودن علاقه مند شد!
اما یک دلیل اینکه این تصمیم و گرفتم اینه که من توی این مدت نتونستم رنگی باشم هیولا شده جایی برای غر زدن و گفتن از ناراحتیام و غمام و اینا یکی از دلایل رفتنم شاید همین باشه که ممکنه وجه رنگی بودن خراب بشه خخخ عادت ندارم فقط ناله و فغان کنم برای همین خسته شدم:)
ازین حرفا نزن ک میزنم شل و پلت میکنم خخخ
کی بود گفت میخوام اصول نوشتن تو تخته یاد بگیرم و تا اخرش هستم و اینا؟ :)
این ینی نوشتن رو دوس داری و مهم هم همینه، منم هیچ پخی نبودم از نظر خودم و همیشه نگام ب بقیه بود ک واو چ خوبن ولی من چون دوس داشتم پس ادامه دادم و ول نکردم و جایی رسیدم ک بالاخره چن نفر پیدا شدن و گفتن بنویس، ولش نکن تو میتونی ک محض اطلاعت تعدادشون شاید اندازه ی یه انگشت دست بشه، تو جیم ک اومدم برای همین اومدم اصن، اول حتی بلد نبودم نقطه و اینا بذارم ولی اونجا یادم دادن. اول گفتن مطلبام صرفا در حد بد نبود و خوبن ولی بعدش ک تلاش کردم بهم گفتن تلاشت داره نتیجه میده، نوشتن چیزیه ک مطمئن باش اگر توش تلاش کنی حتما میتونی بهتر شی، دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نه.  حق قلم اینه ک باهاش بقیه رو بدبخت نکنی، وقتی هدف تو حس خوب دادن ب بقیه اس و تلاشت رو هم بکنی ینی حقشو ادا کردی. این رو هم ی نگاه بنداز همین ک نوشته های فقط تاپیک رو هم بخونی کافیه، لازم نی حتما بری بخریشون. http://www.jeem.ir/pagetwo.php?print=3& type=9&id=21714
پاسخ:
من نوشتن و دوس دارم ! یعنی میشه گفت عاشقشم برای شرکت توی بانوج هم خیلی فک کردم با اینکه امیدی نداشتم با روحیه ورزشکاری رفتم و نوشتم و خیلی هم سعی کردم! نمیگم زیاد شاخ شد اما برای منی که هیچی نمینوشتم و کلا نوشتن و از جیم شروع کردم  خیلی زیاد بود :) من هنوزم میگم پایه ی نوشتن هستم تا تهش هم هستم اما به شرطی که بدونم نتیجه میده به شرطی که بقیه اذیت نشن برای اینکه من به جایی برسم برای بقیه دردسر نشه! من تلاشمو کردم! ومیکنم و خواهم کرد! ادمی که جا بزنم نیستم :)

اول اینکه من اصن نمیبینم اینی رو ک میگی ک همه ی پستات غمگین شده باشه بعدشم اقا جان ادمی ها ادم، تو ادمی خخخخ بالاخره یه وقتایی هم حالت خوب نیس، نترس کسی با پست تو نظرش عوض نمیشه، اول اینکه فعلا مخاطبای خیلی وسیعی نداری و بیشتر جیمیان ک میدونن تو چجور هستی و بیشتر همون روی انرژی مثبتتو میبینن حتی وقتی اگه پست غمگین ازت بخونن اسمتو ک اخر سر پایین مطلب ببینن حس خوب بهشون میده :) و کما اینکه تو همش نباید فکر بقیه باشی باید فکر خودتم باشی ک گاهی هم با نوشتن پستای اینجوری ب خودت کمک کنی هم خاالی شی و هم دوستات بت انرژی بدن و اینکه زندگی همش شادی و خوشحالی نیس اگر همش از خوشحالی بگی فیک میشه امید دادنات چون غم هم لازمه :) باید از غم ب خوشحالی رسید و هر دو رو هم کنار هم باید داشت. دوم اینکه تو داری کم کم بزرگ و بزرگ تر میشی و برا بهتر شدن تلاش میکنی :) پس همیشه اینجور نمیمونی و میتونم بهت قول بدم ک در اینده وقتی ادمای بیشتری با وبت اشنا شدن اون موقع انقد بهتر شدی ک میتونی بیشتر انرژی مثبت ب بقیه بدی، خودم تجربه کردم همچین چیز و احساساتی رو برا همین میگم

پاسخ:
اره :) اما وظیفه یک رنگی یکمی سنگینه:)) رنگی باید انرژی مثبت باشه حق خراب کردن حال کسی رو نداره:)

حالا یه بار از روی فرصت رنگی بودنو توضیح میدم :)ممنون پس تا اینجا رنگی موندگار شد تاببینم بقیه هم که میان نظرشون چی باشه:))
ممنون که وقت گذاشتی و یک رنگی رو به هیولای دوست داشتنیش امیدوارم کردی باشد که عروسیت جبران کنم خخخ
من راستش الان ذهنم متمرکز نیس ک قشنگ حرف بزنم ولی دارم سعی میکنم هرچی میدونم و تجربه کردم رو بهت بگم
عروسی :|
من خودم میدونم رنگی چیه :| ولی قبولش ندارم ب این شکل تو. منم تلاشم بهتر کردن حال بقیه هس ولی ن اینجوری، بگذریم، خب من فعلا نمیتونم بگم رنگی بودن اینجوری یور ماثتو سرویس میکنه چون اعتقادت اینه و زیر بار نمیری الان و منم ک تمرکز ندارم خخخخ
ولی نهایتا اون  غمگیناشو تو سررسید بنویس مثلا اگر نمیخوای اینجا اصن پست اینجوری بذاری. هوم؟ بهتر  از حذف کردن نیس؟ مگه نمیگی حذفم کنی ادامه داره نوشتنت تو سررسید، پس بذار باشه ک خوباش رو لااقل بنویسی :)
خواهش میکنم :))) خداروشکر فعلا! قانع شدی لااقل خخخ
پاسخ:
عاره قانعم فعلن خخخ مگه یکی بیاد ارمان هامو با خاک یکی کنه خخخخ

رنگی بودن برای من کلا معنیش فرق داره توعم اگه کار داری باشه بعدا راجع بهش حرف میزنیم 
اما خوشحال میشم بدونم رنگی بودن از نظر تو چجوریه:)
۰۸ دی ۹۴ ، ۲۰:۳۲ سید حمید
یعنی واقعا در این حد؟
پاسخ:
خخخخخ در چه حد؟ چه شده؟ اینجا کجاس؟
شیفت من رو جناب استانه تحویل میگیرن و با حرفای ایشون فک کنم اعتقادت محکم تر شه جای با خاک یکی شدن :))
کار ندارم فقط خسته شدم از پای لپ تاپ نشستن گردنم و اینا درد میکنه برا همین تمرکز ندارم :)
تو ک نمیدونی من چی فکر میکنم ک میگی فرق داره :))
حالا بعدا ک حرف زدیم میفهمیم هر دو ک اشتباه کردیم یا نه راجع ب تصوری ک طرف مقابل از رنگی بودن داره :)
پاسخ:
:)) ممنون که وقتتو بهم دادی:)))

منتظر و مشتاق میمونم:)
اگر ایمیل داری بده ک با گوشی با ایمیل حرف بزنیم؟ اونجوری میتونم استراحتمم کنم حین حرف زدن :))
پاسخ:
fateme.behzadfar.0021@gmail.com
وقتمم قابلتو نداره :)
چون منم مث تو دوس دارم کمک بقیه کنم :)
پاسخ:
پس توهم یک رنگی هستی^_^
۰۹ دی ۹۴ ، ۰۰:۰۵ یک دختر شیعه
ببین وبلاگ جایی که حرف های دلتو بزنی:)اگه هرکس دوست داشن میان میخونن اگه نه که نه:)وبلاگ جایی که عقایدتو بگی دل گرفتگی هات پس لازم نیست حتما به خودت سخت بگیری:)
وبلاگتو پاک کنی نه من نه تو:/دهع
۰۹ دی ۹۴ ، ۱۱:۳۰ رفیعه رجعتی
حذف نکن ک پشیمونی میاره...
۰۹ دی ۹۴ ، ۱۱:۵۹ بهمن بهمنی
:) به کجا چنین شتابان ؟
بموووون...دل من فقط به بودنت خوشهههه...منو فکر رفتن تو می کشهههه...=)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">